تبليغاتX
دريـــای بـــی ســـاحـــل

دریاب مرا ، دریـــا
تاريخ: شنبه 26 خرداد1386 ساعت :6:12 PM

ای بر سر بالینم افسانه سرا دریا

افسانه ی عمری تو ، باری به سرآ دریا

ای اشک ِ شبانگاهت آیینه ی صد اندوه

ای ناله ی شبگیرت آهنگ ِ عزا دریا

با کوکبه ی خورشید در پای تو می میرم

بردار به بالینم دستی به دعا دریا

امواج ِ تو نعشم را افکنده در این ساحل

دریاب مرا دریا ، دریاب مرا دریا

زان گمشدگان آخر با من سخنی سر کن

تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دریا

چون من همه آشوبی در فتنه ی این طوفان

ای هستی ما یکسر آشوب و بلا دریا

با زمزمه ی باران در پیش ِ تو می گریم

چون چنگ ِ هزار آوا پر شور و نوا دریا

تنهایی و تاریکی آغاز کدورت هاست

خوش ، وقت سحر خیزان وان صبح و صفا دریا

بردار و ببر دریا ، این پیکر بی جان را

در سینه ی گردابی بسپار و بیا دریا !

تو مادر بی خوابی ، من کودک ِ بی آرام

لالایی خود سر کن از بهر خدا ، دریا

دور از خس و خاکم کن ، موجی زن و پاکم کن

وین قصه مگو با کس ، کی بود و کجا دریا

 

من و دریـــا

نوشته شده توسط مریم بانو | موضوع: | لينک ثابت |
مریمی های ِ پرپر
تاريخ: یکشنبه 13 خرداد1386 ساعت :5:5 PM

آب از آب تکان نخورد

نه دیدی و نه دیده شدی

رفت و گذشت بی نگاهی که بوی ِ مهربانی دهد

غافل از این که همین نزدیکی ها

از آب آبی تر است ، دلی که می میرد

برای ِ لحن ِ کودکانه ی ِ او

لحنی شبیه ِ مریمی های ِ پرپر

...

امشب هم مثل ِ همیشه است ، آره

باز هم سر می زند تنهایی ، آره

از دوباره می آید دلتنگی ، آره

...

با ندیدنش چه می کنی ... ؟

هراسی ندارم ...

باهاش رفیقم این روزها ...

نوشته شده توسط مریم بانو | موضوع: | لينک ثابت |
سکوت ِ تلخ
تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد1386 ساعت :10:31 AM

نگاه ساکت ِ باران به روی ِ صورتم دزدانه می لغزد

ولی ياران نمی دانند که من دريایی از دردم

به ظاهر گرچه می خندم

ولی اندر سکوتی تلخ می گريم

نوشته شده توسط مریم بانو | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo